محمد يوسف حريرى

130

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )

و افعال خداى تعالى است ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 90 و 137 ) 2 . ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآياتِ وَ الذِّكْرِ الْحَكِيمِ ( آل عمران - 58 ) صفت قرآن است در كتاب خدا ( در پنج آيهء آل عمران ، يس ، يونس ، لقمان ، زخرف ) و صفت حكيم از آن جهت است كه آيات قرآن با نظم حكيمانهء عجيب و معانى بديع بنيانگذارى شده و به گونه‌اى استحكام يافته است كه هيچ تبديل و تحريفى بدان راه نمىيابد ( آشنايى با علوم قرآن ، ص 49 ) حلال فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً ( نحل - 114 ) مقابل حرام . هر عملى و هرچه كه اقدام در مورد آنها مجاز باشد و انسان در آن مورد آزادى اراده دارد . مراد چيزى است كه باستناد كتاب و سنت مباح دانسته‌اند ( ترمينولوژى حقوق - فرهنگ علوم ) حلف ( ح ) ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ ( مائده - 89 ) سوگند . از نظر اسلام سوگند خوردن خوب نيست و سوگند دروغ حرام و سوگند راست مكروه است مگر آن‌كه احقاق حق بسته به آن باشد و حتى وارد است كه شخص در صورت امكان خسارت را قبول كند و سوگند نخورد و اگر كسى سوگندى خورد و آن را شكست بايد كفاره بدهد . ( قاموس قرآن ) حلقه ياسين پارچه‌اى حلقوى شكل كه سورهء يس را بر آن مىنويسند و اطفال را براى تبرك و حفظ از ميان حلقهء آن رد مىكنند . ( قرآن‌پژوهى ، ص 71 ) حلية القرآن ( ح ى ت ل ) - صوت حسن حليف القرآن ( ح ف ل ) لقبى كه مردم مدينه به زيد بن على زين العابدين عليه السّلام داده بودند زيرا هميشه با قرآن سروكار داشت ( صحيفهء سجاديه ، ترجمهء فاضل ، ص 15 ) حليم وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ( بقره - 263 ) بردبار . بردبار بر ادامهء روزى بندگان خاطى . از اسماء صفات خداى تعالى است ( نام‌ها و صفت‌هاى خداى رحيم ، ص 90 و 138 ) از اسماء حسنى خداوند است . چنان‌كه طبرسى گويد مهلت‌دهنده است . خدا چاره‌ساز و مهلت دهنده است . به گناهكاران مهلت مىدهد و در عذاب آنها عجله نمىكند . مهلت دادن يك نوع بردبارى است . پس خدا حليم است يعنى در عقوبت عجله و در هر نادانى بنده غضب نمىكند ( قاموس قرآن ) حم ( حاميم ) از فواتح السور ( و از حروف مقطعه ) است در هفت سورهء قرآن مجيد ( سوره‌هاى 40 الى 46 ) 1 . يكى از اسامى قرآن مىباشد . 2 . بعضى حم را نام سوره دانسته‌اند . 3 . در برخى روايات و كلمات بسيارى از مفسران « حم » از اسامى خداست و يا اين‌كه « ح » اشاره به حميد و « م » اشاره به مجيد است كه دو نام از نام‌هاى خداست . 3 . در تفسير حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ از امام كاظم عليه السّلام منقول است كه « حم » نام محمد است . ( حيوة القلوب ، ج 2 ، ص 107 - تاريخ جامع قرآن